فخر الدين الرازي
مقدمه 4
شرح الاشارات والتنبيهات
كند واز خواندن آنها لذّت برد . 3 - بيان مطالب در قالب عباراتى موجز : ابن سينا خود اين آخرين اثر فلسفىاش را « الاءشارات والتنبيهات » ناميده است ، واين بدان دليل است كه أو در اين كتاب أفكار وتحليلهاى منطقي وفلسفي ومباني عرفان وتصوّف را در قالب اشاراتى پر مغز وتنبيهاتى كوتاه بيان كرده است ، وبه قول خواجة نصير الدّين طوسي : « كتاب أو مشتمل بر « إشارات » به مطالبى است كه از امّهاتند ، ومشحون از « تنبيهات » به مباحثى است كه از مهمّاتند . پر از جواهراتى كه به منزلهء « فصوص » اند ، ودر بردارندهء كلماتي كه بيشتر آنها به منزلهء « نصوص » اند . كتاب أو بياناتى اعجاز گونه با عباراتى موجز ، واشاراتى زيبا با كلماتي دلكش دارد كه همّتهاى بلند را براي فراگيرى كنه معاني خود متوقّف ساخته ، وآرزوها را بر اطّلاع از مقاصد خود كوتاه كرده است . » « 1 » هدف شيخ الرّئيس از اتّخاذ چنين روشى كه در آن فقط به بيان قواعد وأصول اساسى علم اكتفا مىگردد واز ورود به شرح وتفصيل فروع وجزئيّات خوددارى مىگردد ، اين است كه زمينهء تحقيق وتتبّع براي دانش پژوهان فرآهم گردد تا خود به تفريع فروع از أصول ، واستنباط نتايج از مقدّمات بپردازند ، وبه حفظ أقوال وجمع آراء ديگران دلخوش نباشند . أو خود در آغاز كتاب مىگويد : « اى كسى كه بر تحقيق حقّ حريص هستى ، من در اين « إشارات وتنبيهات » أصول وجملههائى از حكمت را به تو هديه مىكنم كه اگر تيزهوشى خود را به كاربندى تفريع وتفصيل آنها بر تو آسان خواهد بود . » « 2 » ودر آغاز بخش حكمت كتاب مىگويد : « مطالب اين كتاب اشاراتى به أصول ، وتنبيهاتى بر جملههائى است كه هر كس فهم آنها برايش ميسّر شود بينا گردد ، وكسى كه درك اين مطالب بر أو دشوار آيد سخن صريحتر هم أو را بهرهمند نسازد . براي توفيق بايد بر خدا توكّل كرد . ومن دوباره وصيّتم را تكرار وبر خواهشم اصرار مىنمايم كه بخل ورزيد از اينكه مطالب اين كتاب در اختيار كساني قرار گيرد كه واجد شرايط مندرج در آخر اين كتاب نيستند . » « 3 »
--> ( 1 ) - خواجة نصير الدين طوسي ؛ « شرح إشارات » ؛ تهران 1377 ه . ؛ ج 1 ، ص 1 - 2 . ( 2 ) - « همين كتاب » ؛ ص 3 . ( 3 ) - عبارت ابن سينا اين است : « هذه إشارات إلى أصول وتنبيهات على جمل يستبصر بها من تيسّر له ، ولا ينتفع بالأصرح منها من تعسّر عليه ، والتكلان على التوفيق . وأنا أعيد وصيّتى وأكرّر التماسى أن يضنّ بما تشتمل عليه هذه الأجزاء كلّ الضنّ على من لا يوجد فيه ما اشترطّه في آخر هذه الإشارات » ( همين كتاب ، بخش حكمت ، ص 1 )